خرید بک لینک
پس از قرنهای متمادی که با خودم پیمان بسته بودم دور فیلم و سینمای ایران رو خط بکشم امروز برادر نا اهل مان چندتا فیلم ایرانی آوردند من راهم از راه به در کرده میثاقی راکه باخود بسته بودم بشسکستم و فریب تعریف و تمجید های اخوی گرامی ره خوردم و بنشستیم پای آثار وطنی افتضتاااااااااااااااااحححححححح به تمام معنا برگرفته شده از چرتو پرتای جم تی وی فیلم اولو دیدیم

برچسب: نویسنده: اشکان رستگار تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:04

اگه همکلاسی دوران دبستان تونو ببینید که تغییر جنسیت داده چه حسی پیدا میکنید؟ عجب جمعه ای کرکره همه مغازه ها پایین کشیده بود تا اینجای مسیر بجز سربازی که دم کلانتری ایستاده بود هیچ کس رو ندیدم کوچه ها و خیابون ها خالی نه ماشینی رد میشد نه آدمی مثل شهر اموات بود قدم میزدم و به اینکه آخرین روز مرخصی چقدر زود داره تموم میشه فکر میکردم یکی صدا زد علی قطعا

برچسب: نویسنده: اشکان رستگار تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:04

ساعت از یک نصف شب گذشته بود جناب شعبانی ساعت یازده اومد گفت بلند شین جمع و جور کنید داره از تهران بازدید کننده میاد پاسگاه بلخیر رو غافلگیر کردند الانه که برسن اینجا ماهم بلند شدیم جمع و جور کردیم ولی هنوز خبری نبود دورهم نشسته بودیم هرکدوم از یه جای کشور اومده بودیم جاهای مختلفی آموزش دیده بودیم و از خاطرات آموزشی میگفتیم امید لر اهل خوزستان بود که تو

برچسب: نویسنده: اشکان رستگار تاريخ: دوشنبه 17 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:37

صفحه بندی