برچسب:
نویسنده: اشکان رستگار
برچسب:
نویسنده: اشکان رستگار
ساعت از یک نصف شب گذشته بود جناب شعبانی ساعت یازده اومد گفت بلند شین جمع و جور کنید داره از تهران بازدید کننده میاد
پاسگاه بلخیر رو غافلگیر کردند الانه که برسن اینجا
ماهم بلند شدیم جمع و جور کردیم ولی هنوز خبری نبود
دورهم نشسته بودیم
هرکدوم از یه جای کشور اومده بودیم جاهای مختلفی آموزش دیده بودیم و از خاطرات آموزشی میگفتیم
امید لر اهل خوزستان بود که تو
برچسب:
نویسنده: اشکان رستگار